سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
355
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
نمىكند ، مگر اينكه بدتر از امير پيشين است و هيچ سالى بر ما سپرى نمىشود ، مگر اينكه بدتر از سال گذشته است . و اگر آنچه از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدهام استماع نكرده بودم ، همان را مىگفتم كه آن حضرت فرموده بود . ليكن از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : از كسانى كه بر شما امارت مىكنند ، اميرى است كه ثروت و اموال بىشمارى در اختيار دارد و هر گاه نيازمندى نزد او بيايد و تقاضايى از او داشته باشد ، بدون پرسش و سؤال ، مىگويد : بگير ! آن مرد هم جامه يا هر چيزى كه دارد پهن مىكند و آنچه را تقاضا كرده به او مىدهد . آنگاه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ملحفهء خشنى كه در زير پا داشت از زير پا بيرون آورده و كارى را كه آن مرد در آن روزگار انجام خواهد داد انجام داد پس از آن گوشههاى آن زيرانداز را به هم پيچيد و فرمود : به آن مرد گفته مىشود : بگير و برو ! [ مسند امام احمد حنبل 3 / 317 ] به سند خود ، از « جريرى » از « ابو نضره » روايت مىكند كه در حضور « جابر بن عبد الله » بوديم ، گفت : چيزى نمانده است كه عراقىها ، نه از پيمانهاى استفاده كنند و نه از درهمى برخوردار گردند . پرسيديم : از چه ناحيهاى اين گرفتارى براى آنها اتفاق مىافتد ؟ پاسخ داد : از ناحيهء عجم كه آنها را از هرگونه بهرهاى محروم مىدارند . سپس گفت : طولى نمىكشد كه مردم شام از دينار و از مدّى طعام محروم خواهند شد . پرسيديم : اين واقعه از چه ناحيهاى براى آنها پيش مىآيد ؟ در پاسخ گفت : از ناحيهء رومىها كه آنها را از همه چيز محروم مىدارند . سپس اندكى ساكت ماند بعد از آن گفت : رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله مىفرمود : در آخرالزمان ، خليفهاى ظهور مىكند كه خزانهء او مملو از درهم و دينار بىشمار است . « جريرى » گفته به « ابو نضره » و « ابو العلاء » گفتم : آيا آن خليفه « عمر بن عبد العزيز » است ؟ گفتند : خير . [ مستدرك حاكم 4 / 463 ] به سند خود ، از « ثوبان » روايت مىكند كه